چراغ برق

معما:

در اين معما دو اتاق در مجاورت هم داريم که هيچکدام پنجره ندارند ولي هر کدام يک در ورود و خروج دارند. در يکي از اتاقها سه چراغ برق و در اتاق ديگر سه کليد برق مثل هم وجود دارند. ما نميدانيم کدام کليد کدام چراغ را روشن ميکند.

الف: ميتوانيد هر چند مرتبه که بخواهيد کليدها را روشن و خاموش کنيد.

ب: نبايد بيش از يک بار وارد اتاقي که چراغها در آن قرار دارند شويد. فقط يک بار مي توانيد وارد اتاق چراغها شويد و وقتي بيرون آمديد ديگر نمي توانيد به اتاق چراغها برگرديد.

ج: نبايد از کسي کمک بگيريد و هيچ وسيله اي هم در اختيار نداريد.

سوال: معلوم کنيد که هر کليد کدام چراغ را روشن مي کند؟ (مثلا: کليد وسطي لامپ وسط را روشن مي کند يا يکي از دو چراغ کناري را ؟ ، بايد معلوم کنيد که هر سه کليد مربوط به کدام چراغها هستند.)

راهنمائي: بايد از اتاقي که کليدها در آن قرار دارند شروع کنيد.

زندان  

زندان ( ٤
زنداني داراي دو در است، يكي در آزادي و ديگري دَرِ اعدام. اين زندان داراي دو زندانبان است كه يكي از آنها راستگو و ديگري دروغگوست. خودِ زندانبانان همديگر را به خوبي مي شناسند. در اين زندان مردي محبوس است كه نمي داند كداميك از زندانبانان راستگو، و كداميك دروغگو است؟ به او اجازه مي دهند، از هر يك از زندانبانان كه دلش مي خواهد سؤالي بكند و از پاسخ طرف مقابل بفهمد در آزادي كدام است تا از آن خارج شود. پرسشي كه او بايد بكند تا به آزادي او بينجامد چيست؟

جهانگردي  

جهانگردي ( ۳
جهانگردي توسط قبيله اي وحشي دستگير شد. اما به او اجازه داده شد تا جمله اي بگويد.ولي بدين شرط كه اگر جمله او صحت داشته باشد او را در روغن جوشان بسوزانند و اگر غلط باشد، با تيرزهرآگين مورد هدف قرار دهند. جهانگرد هوشيار با كمي فكر پاسخ داد كه موجب نجات او از مرگ شد. به نظر شما پاسخ او چه بود؟

خويشاوندي  

خويشاوندي ( ۲
دو مرد نسبت به هم، دايي وخواهر زاده اند. يعني اولي دايي دومي و خواهر زاده اوست، دومي نيز دائي اولي و خواهرزاده وي مي باشد. چطور چنين چيزي ممكن است؟

قند

معما:

در اين معما 100 (صد) جعبه قند داريم که در هر کدام از آنها 100 (صد) حبه قند وجود دارد و وزن هر حبه قند a)) گرم است. اگر يکي از جعبه هاي قند شامل حبه قندهائي به وزن (a-1) گرم باشد ، چگونه مي توان با يک بار وزن کردن ، جعبه شامل حبه قندهاي داراي وزن (a-1) را پيدا کرد؟

معماي مساوي

 

معما:

به جاي علامت سوال چه عددي قرار مي گيرد؟

1 = 5

2 = 25

3 = 125

4 = 625

شوهر کردن دختر پادشاه

( ۱
دختر پادشاهي از پدر خود ميخواهد، كه او را تنها به كسي شوهر دهد كه بتواند به پرسشهاي منظوم او پاسخ گويد، بزرگان و اميرزادگان، همه از پاسخ گفتن درمي مانند و سرخود رادر اين راه برباد ميدهند. تا آنكه دلاك كچلي در پاسخگويي به پرسشهاي دختر پادشاه توفيق حاصل مي كند. پرسشهاي آن دختر چنين بود:
من اگر آهوي شده به كوهها بگريزم، چه مي كني؟ 2- من اگر مشتي دانه شده، برزمين ريختم، چه مي كني؟ 3- من اگر گُلي شده بر كوهها رُستم، چه مي كني؟ 4- من اگرسيبي شده به درون صندوقي رفتم، چه مي كني؟ پاسخ آن دلاك كچل چه بود؟
جواب

معماي شيب پشت بام

 

شيب يك طرف پشت بام شيرواني شكلي ، 60 شصت درجه است و طرف ديگر 30 سي درجه است.

خروسي روي اين پشت بام تخم گذاشته است ...

تخم به كدام سمت پرت مي شود؟

معماي يک دلاري

 

 

معما:

    سه نفر در هتلي يك اتاق مي گيرند ، هتلدار بابت يك شب كرايه اتاق 75 دلار از آنها مي گيرد ، ولي بعدا متوجه مي شود كه اشتباه كرده است و بايست 70 دلار مي گرفته است. او 5 دلار به پيشخدمت هتل مي دهد كه براي مسافران ببرد. پيشخدمت فكر مي كند كه سه نفر نميتوانند 5 دلار را به طور مساوي بين خود تقسيم كنند. پس تصميم مي گيرد 3 دلار به آنها بدهد و 2 دلار را براي خودش بردارد ...

بعدا پيشخدمت با خود فكر مي كند كه هر يك از مسافران 24 دلار (يعني 25 دلار منهاي 1 دلار ) براي كرايه اتاق پرداخت كرده اند و خودش هم 2 دلار دارد ...

اين مي شود 74 دلار    74=2+24×3

يك دلار ديگر چه شده است؟

معماي زنداني و پيدا کردن در آزادي

 

معما:

    شخصي درون زنداني حبس شده است. اتاقي که اين شخص در آن نگهداري مي شود دو در دارد که يکي به سمت چوبه دار و ديگري به بيرون زندان و آزادي راه دارد. هر يک از اين درها يک نگهبان دارد که يکي از آنها هميشه راست مي گويد و ديگري هميشه دروغ و هر دو از اينکه کدام در به کجا راه دارد و نيز از راستگويي يا دروغگويي نگهبان ديگر آگاهند. زنداني حق دارد تنها يک سوال از يکي از نگهبانها بپرسد و سپس يکي از درها را انتخاب کند. در ضمن نگهبانها فقط با بلي يا خير پاسخ ميدهند. او چطور مي تواند با تنها يک سوال دري که به سوي آزادي باز مي شود را پيدا کند؟